پیام تسلیت

او ماندگار و ديگر همه رفتني اند

همكار ارجمند جناب آقاي کاردوست

خبر اندوهبار در گذشت پدر گراميتان ،دردمند و اندوهناكمان نمود ما را در غم خود شريك دانسته و با توكل بر خداي بزرگ شكيبايي  پيشه نماييد.اميداست روان آن درگذشته مورد مهر يزدان پاك  قرار گرفته و به  زندگي ابدي پيوسته باشد/.

دبيران گروه علوم اجتماعي ناحيه يك همدان

پیام تبریک  ولادت حضرت فاطمه(س) و روز زن و مادر


امشب، آسمان مکه آذین بند قدوم دختر خورشید است و کعبه و زمزم و صفا، سرود خوان آمدن کوثر جاری رسول خدایند. 

ولادت حضرت فاطمه(س) مبارک باد
 پیامک(اس ام اس) ولادت حضرت فاطمه(س) و روز زن
عشق یعنی مادر؛
صبر یعنی یک زن؛
مهر یعنی دختر؛
نور یعنی خواهر؛
هرچه هستی، عشق یا صبر، مهر یا نور
روزت مبارک

دانلود پاور پوئینت کتاب جامعه شناسی 2

برای دانلود پاور پوئینت کامل کتاب جامعه شناسی 2 اینجا کلیک کنید

چه کنیم تا دیگران به ما اعتماد کنند؟

مطلبی که در ادامه مشاهده میکنید در ارتباط با اعتماد واطمینان است

ادامه نوشته

قدردانی

 سپاس فراوان ازهمکاران بزرگواری که با حضور صمیمانه خود در دومین جلسه گروه علوم اجتماعی همانند گذشته  ما را همراهی فرمودند

تشکر دست خالی ما را با قلب های پر مهرتان پذیرا باشید

معلم تورا سپاس

وقتی به کلاس قدم می گذاری، بهار با نسیم نفس هایت می شکفد و گل و لبخند و زمزمه، فضا را پر می کند. با تو آسمان می بارد، چشمه می جوشد، نسیم می وزد و آفتاب سفره مهربان خویش را می گشاید. 

از خانه تا مدرسه، با هر گام، به بهشت نزدیک تر می شوی. نگاهت خانه مهربانی است و قلبت مهربان تر از آب. دل ها را به طراوت و پاکی و پاکیزگی می خوانی. 

دست های گرم و صمیمی ات، مشق عشق می نویسد. سرانگشتانت  افق های روشن فردا را نشان می دهد واشارات تو، آن سوی پرده های خاک و ملکوت پاک خدا را. وسعت شفاف قلب ها، قلمرو توست و کشتزار جان دانش آموزان تفرّجگاه خرمیت....

روز معلم یادآور شکوه و عظمت زنان و مردان پاکباخته ای است که در طول تاریخ در عرصه ی تعلیم و تربیت زیباترین جلوه های عشق و ایثار را به نمایش گذاشته اند

همکاران عزیز روزتان مبارک باد


بارم بندی کتاب مطالعات اجتماعی وجامعه شناسی 1

بارم بندی  درس جامعه شناسي (1)    سال تحصیلی    ۹۰-۸۹

فصل ها

درس ها

نوبت اول

نوبت دوم

جبرانی (شهریور)

 

 

 

اول

 

اول

2/5

 

 

 

4

 

 

 

 

7/5

 

 

دوم

1/5

سوم

2/5

چهارم

2/5

پنجم

2

ششم

2

هفتم

2

 

 

دوم

هشتم

2/5

 

1

 

6

نهم

2/5

دهم

-

2

یازدهم

-

2

 

 

 

 

سوم

دوازدهم

-

2

 

 

 

6/5

سیزدهم

-

1/5

چهاردهم

-

1/5

پانزدهم

-

1/5

شانزدهم

-

1/5

هفدهم

-

1/5

هیجدهم

-

1/5

جمع

20

20

20

 

 بارم بندی مطالعات اجتماعی 

فصل

نوبت اول

نوبت دوم

شهريور

متن

فعاليت ها

متن

فعاليت ها

متن

فعاليت ها

اول

5

2

1/5

از سه فصل

1 نمره

2/5

1

دوم

5

2

1/5

3

1

سوم

5

1

1

2/5

1

چهارم

-

-

6

2

4

1

پنجم

-

-

5

2

3

1

جمع

20

20

20

بانو مزار تو سینه عاشقان توست

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست. فاطمه، فاطمه است

امشب آسمان در سکوت است، ماه گویی پرده ی سیاه بر چهره کشیده است. ستارگان دیگر سوسو نمی زنند. شب پرکان غمزده در کلبه ی انزوا و تنهایی به انتظار پریدنی آزاد نشسته اند. نخلستان های مدینه بر دل داغ دیده ی علی می گرید و نسیم شبانگاه ناله هایشان را به فراسوی سینه ی سوخته ی آسمان می رساند.
بقیع امشب میزبان است، میزبان جگرگوشه ی محمد و چراغ فروزان زندگی علی. مدینه امشب در سکوتی سهمگین در عمق جان می گرید و داغی آتشین بر دل دارد. 
درهای چوبی خانه دیگر دستان پر مهر و صفای فاطمه را بر خویش احساس نمی کند. فضای خانه، خالی از صورت پر مهر مادری و همسری فاطمه است، فقط صدای سوزناک کودکانی که در فقدان پناهگاه خود می گریند این سکوت سهمگین را می شکند و علی بی قرار از رفتن پشتیبان و شمع خانه اش.
فاطمه ( س ) دلی داشت دریایی که هر کسی در ساحلش قرار می گرفت محو تماشای عزت و صفای او می شد و در میان امواج ملایم آن غرق می گشت. فاطمه مدافع علی و سپر بلای او در برابر امواج خشمناک منافقان بود که در پایان نیز کشتی را شکستند و بادبانهایش را بستند.
فاطمه نه فقط برای مهر فروزان همسری بلکه برای دفاع از قلعه ی امامت و ولایت ایستاد و آخر نیز خود را در برابر در و دیوار قرار داد تا دژ محکم امامت فرو نریزد اما منافقان بر کوه غرور و خودپسندی و ظلم خود ایستاده بودند و دندانهایشان را برای شکار عدالت تیز کرده بودند تا هر ندای ظلم ستیزی را در گلو خفه سازند.
آن گاه که امویان طبل زور را کوفتند و تیغ خشم بر مردم کشیدند علی ( ع ) نستوه و استوار بر قامت خمیده ی اسلام روحی تازه دمید، مهر و عاطفه ی فاطمه غبار غم از دل علی می زدود و به او نیرو می بخشید و اینک فاطمه - بهار دل علی - به خزان تبدیل شده، علی در زنجیر اسارت و فاطمه در زیر تازیانه های سکندران زمان در حالی که شکنجه می شد در لحظه های وصال پدرش واژ ه هایی زمزمه کرد، واژه هایی که علی و فرزندانش که تنها محرم دلش بودند آن ها را می شنیدند. فاطمه گر چه در ثانیه ها و لحظه های زندگیش زبانش با واژه ی تقاضا مانوس نبود ولی در آخرین برگ از دفتر زندگیش واژه هایی را به زبان آورد که از عمق جانش بر می آمد. او می خواشت تا پیکرش نا آشنا و غریبانه در تاریکی و ظلمت شب به خاک سپرده شود. زیرا نمی خواست کسانی در برابر جنازه اش نماز گزارند که پهلویش را شکسته اند و همیشه بر روی صورت خداجویان سیلی زده اند.
امشب گویی آسمان و زمین چشم شده اند و با گل پرپر شده ی بهشتی وداع می کنند. علی چون تنی که روح از آن جدا گشته، پیکر فاطمه را بر دوش دارد، گام هایش سست و لرزان است، چشمهانش غرق در دریای اشک و جگرش سوزان از داغ فراق. گویی تقاضا می کرد که کسی جسم بی روح او را مدفون سازد.
هنگامی که پیکر فاطمه را بر دست داشت و می خواست شریک لحظه لحظه ی عمرش را به خاک سرد و خموش سپارد، کمرش خمید و توانش در انتهای بی کسی محو شد.
در آن زمان که دل علی از جور روزگار مجروح بود، محمد به یاریش آمد، همان که دختر خود را ام ابیها نامید و علی خجل از روی محمد که فاطمه را تنها می گذارد و او را پهلو شکسته به دیدار پدر می فرستد. فاطمه روی در نقاب خاک کشید. خاکی سرد و خموش که می دانست استحقاق در برگرفتن گوهری چون فاطمه را ندارد.

برای فاطمه نه تنها مدینه گریست، بلکه تا وقتی زمان ها و ثانیه ها در گذرند عاشقانش در سوز و گدازند.

گر چه فاطمه بی نشان است ولی عشق به او نشان همه ی دل هاست. 

سخن کانت(با سپاس از همکار ارسال کننده آقای خاورزمینی)


در مورد عصر روشنگری شاید در تاریخ چیز هایی شنیده باشید اما این دوران که از قرن پانزدهم تا هفدهم و به قولی هجدهم به طول می انجامد شاهد ظهور و بروز اندیشه هایی است که فلسفی  ، اجتماعی و بعضا سیاسی است و البته از نظر علمی محتوای جامعه شناختی یا علوم سیاسی نداشته و بیشتر جنبه فلسفی دارد .چرا که از روش تجربی یا علمی بدست نیامده اما پیش در آمدی بر بروز اندیشه های تجربی گرایانه می باشد...
کانت به عنوان یکی از این صاحبنظران این مکتب است که  تعریفی از این مرحله سیر اندیشه دارد که در زیر می آید.../ح

کانت در پاسخ به پرسش: روشن‌گری چیست؟ ، این جمله را شعار روشن‌گری می‌نامد :

« روشنگری خروج انسان از صغارتی است که خود بر خویش تحمیل کرده‌است. صغارت، ناتوانی در به‌کاربردن فهمِ خود بدون راهنمایی دیگری است. این صغارت، خودْ تحمیلی است اگر علت آن نه در سفیه بودن بلکه در فقدانِ عزم و شهامت در به کارگیری فهم خود بدون راهنمایی دیگری باشد. شعار روشنگری این است »