بانک سوالات دروس رشته علوم اجتماعی

همکاران محترم جهت دریافت فایل  فشرده بانک سوالات دروس علوم اجتماعی اینجا کلیک کنید.

لازم به ذکر است این مجموعه حاصل تلاش همکاران گروه علوم اجتماعی ناحیه یک همدان در طول سال تحصیلی گذشته وجاریست.با سپاس از زحمات همه این عزیزان که مارا در گرد آوری این مجموعه یاری فرمودند.

سرنوشت عجیب جنازه ها در مناطق مختلف جهان

  مردم مناطق مختلف جهان از گذشته های دور تاکنون از شیوه های گوناگونی برای تعامل با جنازه مردگان خود استفاده می کنند. برخی از این شیوه ها همچنان وجود دارند و برخی دیگر به تاریخ پیوسته اند.

هندوستان
 

در مناطق مختلف هندوستان از شیوه سوزاندن جنازه ها پس از مرگ افراد و ریختن خاکستر آن در رودخانه استفاده می شود. در دوران قدیم در برخی از قبایل، زنان نیز به همراه جنازه همسر متوفی خود به صورت ارادی یا اجباری، سوزانده می شدند. با وجود اینکه هم اکنون سوزاندن همسر زنده شخص متوفی جرم است اما هر از چند گاهی در برخی از مناطق، چنین اتفاقی روی می دهد.
چین قدیم
این شیوه متعلق به چین قدیم است که براساس آن، تابوت ها به صورت معلق از مکان های مرتفع آویزان می شوند. برخی مواقع ممکن است این کفن ها به زمین سقوط کنند و باعث تکه تکه شدن جنازه ها یا باقی مانده اجساد شوند.

تبت

اهالی تبت جنازه مردگان خود را به عنوان صدقه برای پرندگان عرضه می کنند. آنها جنازه مردگان خود را تکه تکه می کنند و سپس در مناطق مرتفع مانند قله کوه ها یا تپه های بلند قرار می دهند تا پرندگان و حیوانات شکارچی سراغ این جنازه ها بیایند.

مومیایی
 

اواخر قرن نهم مومیایی کردن جنازه ها در برخی از مناطق جهان وجود داشت. این جنازه های مومیایی شده تا سال ها سالم باقی می مانند.

اروپا
 

قبل از اینکه طاعون در سراسر اروپا گسترش یابد در برخی از مناطق، مردم این منطقه شیوه عجیبی دست می زدند. آنها جنازه مردگان خود را در مرداب ها دفن می کردند اما گسترش طاعون باعث شد این شیوه متوقف شود.
برج های خاموش
 

زردشتی ها معتقد به نجاست جنازه مردگان هستند به همین دلیل آنها در سال های دور ، جنازه ها را در مکانی با عنوان برج های خاموش قرار می دادند تا پرندگان شکارچی آنها را بخورند. سپس استخوان ها را به دورن دخمه می انداختند... برج های خاموش حفره دایره ای شکل هستند که باعث می شود پرندگان در هنگام پرواز، جنازه ها را ببینند.


استرالیا
بخشی از بومیان استرالیا در زمان های دور، جنازه مردگان خود را در بالای درخت می بستند تا پرندگان شکارچی بتوانند از آنها تغذیه کنند
بخش دیگری از ساکنان اصلی استرالیا به نام ابوریگین پس از مرگ افراد، او را در میان شاخ و برگ های زیاد بر روی یکی از مناطق مرتفع قرار می دهند و پس از متلاشی شدن جنازه، استخوان ها را جمع آوری کرده و آنها را رنگ می زنند و به عنوان گردنبند استفاده می کنند یا اینکه بر روی دیوار خانه های خود از آنها استفاده می کنند.

دانمارک


وایکینگ ها یا ساکنان قدیمی دانمارک، جنازه های مردگان خود را در کنار وسایل شخصی آنها درون کشتی های بادبانی قرار می دادند و سپس کشتی ها را وسط دریا برده و آنها را آتش می زدند.

برنامه  (نرم افزار )win rar

همکاران عزیزی که برای باز کردن فایل های زیپ شده مشکل دارند، برنامه داده شده را نصب و استفاده نمایند. فایل نصب نرم افزار win rar

دانلود نمونه سوال امتحان نهایی خرداد 91 همراه  کلید سوالات

همکاران عزیز جهت دانلود نمونه سوال نهایی درس جامعه شناسی 2 خردادسال 91 لطفا  اینجا کلیک کنید سوالات به صورت عکس  و به شکل زیپ شده  در اختیار شما قرار میگیرد .

من   تو    او


*من به مدرسه مي‌رفتم تا درس بخوانم*
*تو به مدرسه مي‌رفتي چون به تو گفته بودند بايد دکتر شوي*
*او هم به مدرسه مي‌رفت اما نمي‌دانست چرا*

*من پول توجيبي‌ام را هفتگي از پدرم مي‌گرفتم*
*تو پول توجيبي نمي‌گرفتي، هميشه پول در خانه‌ي شما دم دست بود*
*او هر روز بعد از مدرسه کنار خيابان آدامس مي‌فروخت*

*معلم گفته بود انشا بنويسيد*
*موضوع اين بود علم بهتر است يا ثروت*

*من نوشته بودم علم بهتر است*
*مادرم مي‌گفت با علم مي‌توان به ثروت رسيد*
*تو نوشته بودي علم بهتر است*
*شايد پدرت گفته بود تو از ثروت بي‌نيازي*
*او اما انشا ننوشته بود برگه‌ي او سفيد بود*
*خودکارش روز قبل تمام شده بود*

*معلم آن روز او را تنبيه کرد*
*بقيه بچه‌ها به او خنديدند*
*آن روز او براي تمام نداشته‌هايش گريه کرد*
*هيچ‌کس نفهميد که او چقدر احساس حقارت کرد*
*خوب معلم نمي‌دانست او پول خريد يک خودکار را نداشته*
*شايد معلم هم نمي‌دانست ثروت وعلم گاهي به هم گره مي‌خورند*
*گاهي نمي‌شود بي ثروت از علم چيزي نوشت*

*من در خانه‌اي بزرگ مي‌شدم که بهار توي حياطش بوي پيچ امين‌الدوله مي‌آمد*
*تو در خانه‌اي بزرگ مي‌شدي که شب‌ها در آن بوي دسته گل‌هايي مي‌پيچيد که پدرت براي مادرت مي‌خريد*
*او اما در خانه‌اي بزرگ مي‌شد که در و ديوارش بوي سيگار و ترياکي را مي‌داد
که پدرش مي‌کشيد*

*سال‌هاي آخر دبيرستان بود*
*بايد آماده مي‌شديم براي ساختن آينده*

*من بايد بيشتر درس مي‌خواندم دنبال کلاس‌هاي تقويتي بودم*
*تو تحصيل در دانشگاه‌هاي خارج از کشور برايت آينده‌ي بهتري را رقم مي‌زد*
*او اما نه انگيزه داشت نه پول، درس را رها کرد و دنبال کار مي‌گشت*

*روزنا مه چاپ شده بود*
*هر کس دنبال چيزي در روزنامه مي گشت*

*من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ي قبولي‌هاي کنکور جستجو کنم*
*تو رفتي روزنامه بخري تا دنبال آگهي اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردي*
*او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در يک نزاع خياباني کسي را کشته بود*

*من آن روز خوشحال تر از آن بودم که بخواهم به اين فکر کنم که کسي کسي را کشته
است*
*تو آن روز هم مثل هميشه بعد از ديدن عکس‌هاي روزنامه آن را به کناري
انداختي*
*او اما آنجا بود در بين صفحات روزنامه*
*براي اولين بار بود در زندگي‌اش که اين همه به او توجه شده بود** !!!!*

*چند سال گذشت*
*وقت گرفتن نتايج بود*

*من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهي‌ام بودم*
*تو مي‌خواستي با مدرک پزشکي‌ات برگردي همان آرزوي ديرينه‌ي پدرت*
*او اما هر روز منتظر شنيدن صدور حکم اعدامش بود*

*وقت قضاوت بود*
*جامعه‌ي ما هميشه قضاوت مي کند*

*من خوشحال بودم که که مرا تحسين مي کنند*
*تو به خود مي باليدي که جامعه ات به تو افتخار مي کند*
*او شرمسار بود که سرزنش و نفرينش مي کنند*

*زندگي ادامه دارد*
*هيچ وقت پايان نمي گيرد*

*من موفقم من ميگويم نتيجه ي تلاش خودم است**!!!*
*تو خيلي موفقي تو ميگويي نتيجه ي پشت کار خودت است**!!!*
*او اما زير مشتي خاک است مردم گفتند مقصر خودش است** !!!!*

*من , تو , او*
*هيچگاه در کنار هم نبوديم*
*هيچگاه يکديگر را نشناختيم*

*اما من و تو اگر به جاي او بوديم*
*آخر داستان چگونه بود ؟؟؟*

*هر روز از كنار مردمانی می گذريم كه يا من اند يا تو و يا او*
*و به‌راستی نه موفقيت‌های من به‌تمامی از آن من است و نه تقصيرهای 

* او *
همگي از آن او

یاد بزرگان


روزی یك استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا میزان ایمان دانشجویان اش را بسنجد.
او پرسید: (( آیا خداوند, هرچیزی راكه وجود دارد, آفریده است؟ ))
دانشجویی شجاعانه پاسخ داد: (( بله ))
استاد پرسید: (( هرچیزی را؟! ))
پاسخ دانشجو این بود: (( بله;هرچیزی را. ))
استاد گفت: (( دراین حالت, خداوند شر را آفریده است. درست است؟ زیرا شروجود دارد.))
برای این سوال, دانشجو پاسخی نداشت و ساكت ماند.
ناگهان, دانشجوی دیگری دستش رابلند كرد و گفت:
(( استاد ممكن است از شما یك سوال بپرسم؟ ))
استاد پاسخ داد: (( البته ))
دانشجو پرسید: (( آیا سرما وجود دارد؟ ))
استاد پاسخ داد: (( البته, آیا شما هرگز احساس سرما نكرده اید؟ ))
دانشجو پاسخ داد: (( البته آقا, اما سرماوجود ندارد. طبق مطالعات علو فیزیك, سرما, عدم
تمام وكمال گرماست و شیء را تنها درصورتی می توان مطالعه كرد كه انرژی داشته باشد
و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یك شیء است كه انرژی آن را انتقال می دهد. بدون
گرما اشیاء بی حركت هستند, قابلیت واكنش ندارند; پس سرما وجود ندارد. ما لفظ سرما را
ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم . ))
دانشجو ادامه داد: (( وتاریكی ؟ ))
استاد پاسخ داد: (( تاریكی وجود دارد. ))
دانشجو گفت: (( شماباز هم در اشتباه هستیدآقا! تاریكی , فقدان كامل نور است. شما می
توانید نور و روشنایی را مطالعه كنید اما تاریكی را نمی توانید مطالعه كنید. منشور نیكولز,
تنوع رنگ های مختلف را نشان می دهد كه در آن طبق طول امواج نور, نور می تواند
تجزیه شود. تاریكی, لفظی ست كه ما ایجاد كرده ایم تا فقدان كامل نور را توضیح دهیم. ))
وسرانجام دانشجو ادامه داد: (( خداوند, شر را نیافریده است. شر, فقدان خدا در قلب افراد
است. شر فقدان عشق, انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند. آنها
وجود دارند و فقدانشان منجربه شر می شود. ))
نام این دانشجو (( آلبرت انیشتین )) بود.

آنچه در سال جدید لازم است انجام دهیم

آنچه در سال جدید لازم است انجام دهیم محمود سریع القلم کد خبر: ۳۰۹۴۳۲ تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۹:۰۳ نکته: با نزدیک شدن به پایان سال از چند تن از اساتید و سیاسیون کشور خواستیم تا چند نکته را که در سال ۹۱ لازم بود مورد توجه قرار گیرد، حال آن که از آن غفلت ‌شد، اما آنقدر اهمیت دارد که سال بعد هم مورد توجه قرار گیرد، برای مخاطبان تابناک بنویسند. عمدتا فرمودند موضوع سختی است! اما فقط یک نفر گفت، موضوع سختی است، اما برایش وقت می‌گذارم و می‌نویسم؛

دکتر محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی:

ادامه نوشته

دکتر سریع‌القلم

محمود سریع‌القلم گفت: در کشورمان درباره عدالت، خیلی بحث‌های انتزاعی مطرح می‌شود؛... برای مطالعه اینجا کلیک کنید.

آسیب شناسی دانشگاههای ایران

آسیب شناسی دانشگاه های ایران به قلم دکتر رضا منصور

راهـکارهایی برای نـجات از خـطر خـفگی !

راهـکارهایی برای نـجات از خـطر خـفگی !

تکنیک های امدادی مفید مانور هایملیخ (Heimlich Maneuver)گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

همه چیز در یك آن اتفاق می‌افتد و در این حال، زمان ارزش فراوانی پیدا می‌كند. برای همه ما این اتفاق پیش آمده كه در حین خوردن خوراكی، جسمی خارجی راه تنفسی‌مان را بند آورده و حالت خفگی به ما دست داده است. مغز انسان در صورت نرسیدن اكسیژن، در فاصله 6-4 دقیقه دچار مرگ می‌شود. متأسفانه سالانه هزاران نفر به این شكل زندگی خود را از دست می دهند. دو سوم از این افراد را كودكانی تشكیل می‌دهند كه اغلب آنها سن زیر سه سال دارند، در عین حال این خطر همه را تهدید می‌نماید.برای دیدن بقیه مطلب اینجا کلیک کنید

ترجمه و توسعه    

ترجمه و توسعه                                 به قلم دکتر رضا منصوری

ترجمه و ترجمه پذیری میان دو زبان توسعه یافته با هنگامی که ترجمه از یک زبان توسعه یافته به زبان درحال توسعه باشد متفاوت است. مثلا زبان فارسی در حوزه شعر، زبانی توسعه یافته است برای همین ترجمه شعر به فارسی ترجمه ای برابر تلقی می شود اما فیزیک در ایران توسعه نیافته است پس ترجمه از زبان انگلیسی به فارسی در حوزه فیزیک ترجمه ای نابرابر قلمداد می گردد. زبان توسعه یافته واژگان و نحو توسعه یافته ای دارد و در عین حال در زمینه علم توانسته است با سپهر همگانی ارتباط برقرار نماید. به هنگام ترجمه نابرابر الزاما نوواژه هایی برای زبان مقصد ابداع یا برگزیده می شود. واکنش عوام در برابر این واژه ها یک دست نیست و هرچه واژه ها انتزاعی تر باشند با کندی و ابهام بسیاری در ذهن عوام جای خواهند گرفت. خطر دیگر برای این مفاهیم اینست که چون مردم الفتی دیرینه با واژه های قبلی دارند به سختی مفهوم جدید را بر آن سوار می کنند حتی خود را مجاز می دانند هرگونه مایلند از آن تلقی کنند. مفهوم علم و عالم از این دسته است. برای مواجهه با این مخاطرات باید برنامه ریزی کرد. اگر نام محصولات شیمیایی را هم در نظر بگیریم سالانه بیش از یک میلیون واژه وارد واژگان بشری می شود. زبان مقصد به هنگام ترجمه نابرابر فرایند ظریف شدن را طی می نماید. مفاهیم بیشتر و ظریف تر می شوند و بر تعداد واژگان افزوده می شود. به این ترتیب همراه با ترجمه متون علمی در ترجمه نابرابر ظريف تر شدن واژگانی و به تبع آن فرهنگی اتفاق می افتد و زبان مقصد توسعه می یابد.  جان سختی مفهومی وام گرفته شده از مبحث سیستم های پیچیده است. افزایش توانایی، پیچیدگی و تکامل پذیری با افزایش جان سختی مرتبط است.  زبان فارسی بارزترین مشخصه فرهنگی ما ایرانیان است. این زبان حدود 8 قرن در حیطه علم راکد مانده است اما به دلیل رشد و توسعه آن در حوزه شعر و نظم جان سختی پیدا کرده است. بنابر این در ترجمه نابرابر در حوزه علم باید به این امر توجه داشت که بدون اعمال سیاست های درست و بدون توجه به همه جنبه های اجتماعی آن رشد علم هم بصورت مطلوب ممکن نخواهد شد. ترجمه و افزایش مفاهیم زبان فارسی را جان سخت تر و در برابر نابودی، مقاوم تر می کند. این مهم هنگامی میسر است که واژه های برساخته در میان گویش وران فارسی زبان پذیرفته شود و صرفا برساخته ای فردی نباشد.