نابرابری از دیدگاه دکترشریعتی

 دكتر شريعتي در آثار خود از نكته نظر تاريخي و جامعه شناختي به عامل

تعيين كننده نابرابري در ساخت اجتماعي و اقتصادي جامعه تاكيد دارد.

 عنصر تاريخي و جامعه‏شناختي كه دكتر به عنوان عامل تعيين كننده

نابرابري در نظر دارد مالكيت است.

 دكتر شريعتي دو نوع مالكيت را در اين رابطه تشخيص مي‏دهد:

يكي مالكيت اجتماعي و ديگري مالكيت انحصاري.

دكتر برابري و نابرابري را در تاريخ جوامع براساس همين دو نوع مالكيت

توضيح مي‏دهد و معتقد است:

كه در مالكيت اجتماعي، افراد مي‏توانندبه طور مساوي از منابع و امكانات

استفاده كنند،ولي در مالكيت انحصاري،  عده ای منابع و امكانات را

تحت عنوان حق مالكيت به صورت حقوق انحصاري خود درمي‏آورند .

و جامعه تبديل به دو قطب متضاد مي‏شود: كساني كه داراي مالكيت

بر منابع و امكانات توليد هستند و كساني كه فاقد اين امكانات و منابع‏اند.

و از نظر دكتر شريعتي عامل موجد نابرابري را مي‏توان چنين در نظر گرفت:

مالكيت اجتماعي برابري"

 مالكيت انحصاري ، نابرابري

اجتناب پذيري يا اجتناب ناپذيري برابري اجتماعي:

در ارتباط با وجود نابرابري، اگر وجود طبقات را موجد نابرابري بدانيم،  دكتر

شريعتي معتقد به جامعه ی بي‏طبقه است (ديد تضادي)

 از ديدگاه دكتر شريعتي نابرابري اجتماعي اجتناب‏پذير است

و طريق رسيدن به آن ايجاد جامعه بي‏طبقه است.

 از نظر وي برابري معادل قسط است و قسط يعني سهم واقعي هركس

    ازتوليدات اجتماعي جامعه.

  به اعتقاد دكتر برابري اجتماعي در جامعه هنگامي ايجاد مي‏شود كه

   زيربناي اجتماعي و اقتصادي جامعه مبتني بر قسط باشد .