روز شنبه اول صبح هم که بگم بود ،نبود. زنگ تفریح دوم تمام شد و  رفتم سر کلاس، میشد ساعت پنجم و ششم...

یه دانش آموز که هم درس خونه هم مودبه هم مذهبیه ،بعد از اینکه من رسیدم و سر جام قرار گرفتم دستش رو گرفت بالا  گفت من یه سوال دارم و اعصابم هم خرده...گفتم خوب بگو...گفت: من شروع کردم خوندن کتابهای سالهای گذشته این چند روزه کتابهای جامعه شناسی رو مرور میکردم اعصابم خرد شده!!!!پرسیدم چرا؟

ادامه داد مطالب کتابها باهم تفاوت و گاهی تضاد دارن ...پرسیدم مثلا؟و اون گفت: مفهوم جهان اجتماعی و نظام اجتماعی در کتاب سال دوم و کتاب پیش دانشگاهی باهم فرق دارن چطور ممکنه که یه نویسنده یه چیزی توی یه کتابش بنویسه و تو کتاب دیگه چیز دیگه؟؟؟؟؟

من بهش گفتم شما کارتون نباشه اونی که تو کتاب پیش دانشگاهی و سوم  اومده رو یاد بگیرید...حالا اگه به مورد اختلافی در کتاب سوم و پیش دانشگاهی برخوردید  به من بگید که یه فکر دیگه ای بکنیم...

ناگهان یکی دیگه از بچه ها صداش در اومد که این چه رشته ایه که رو تدوین کتابهای درسیش نظارت نمیشه؟؟؟

یعنی یه جمعی وجود نداره که اینها  رو ببینه و  اصلاح کنه؟؟؟

به نظر شما باید چه جوابی میدادم؟؟؟

اصلا باید جوابی میدادم؟؟؟ یا اینکه....