چند روز پیش برای کاری به یک از مدارس خاص رفته بودم. در مورد تیمی که پیدا شده و گویا با دقت زیاد کنکوری ها رو به سمت سوالات کنکور هدایت می کته و رفتار های غیر اخلاقی زیادی  از جمله روابط خارج از چهارچوب معلمی توهین به دانش آموزان وشهرستانی ها و توهین به برخی از نخبه های استان  و تهدید برخی از آنها از جمله آقای س. الف رو تو کارنامه درخشانشان دارند و مثلا هم معلوم نیست آبشخورشان کجاست، با ...محترم مدرسه در حاشیه کارم گپی زدم...ایشان که فوق لیسانس مشاوره و از پرسابقه ترین مشاور هاست به من گفت "البته نیاز به کلاس های اینچنینی نیست بستگی به خود فرد داره(آخ که از این جمله حالم بهم میخوره)ودر تایید حرف خودش گفت که:معلمها بلد نیستند چند جانبه درس بدهند و دانش آموزان رو غنی کنن(مثل غنی سازی اورانیوم توسط ...!!!بگذریم)مثلا پسر من پارسال هفده ساعت در روز درس میخوند و تو کنکور فلان رتبه رو آورد."

با خودم گفتم :وامصیبتا  بر ما با این نگاه و این سیستم آموزش ...که جز به نتیجه به هیچ چیز فکر نمی کنند و برای بدست آوردن نتیجه هر هزینه ای را قبول می کنند.آخرش هم همه چیز خلاصه می شود در درصد قبولی...

آیا می فهمیم دسترسی به سوالات نزدیک به کنکور و تلاش شبانه روز برای افزایش توان شرکت در آزمونی چقدر تفاوت دارند؟

واقعا نمیدانم می فهمیم  هفده ساعت در روز درس خواندن در طول یکسال برای یک جوان یا نو جوان به چه معناست؟دوره ای که دوره زمان شکوفایی جسمی و روحی جوان  ونوجوان تلقی می شود و باید بیش از هر چیز به ورزش و تفرح در کنار برنامه اصلی که خواه درس و خواه کار است پرداخته شود و کوتاهی در هر کدام ضررهای جبران ناپذیر دارد.مطلب زیر را هم همکار ارجمندم جناب آقای مهدی جلیلوند ارسال کرده که به عنوان تایید عرایض تقدیم می کنم.حمید خاورزمینی

>> داگلاس نورث برنده نوبل اقتصاد:
>> برای فهم اينکه کشوری توسعه ­يافته يا در حال توسعه است، نيازی به اندازه ­گيری درآمد ملّی يا سرانه نيست. کافيست به دبستان­ها و کودکستان­ها برويم و به روانشناسی آموزش کودکان توجه  کنيم.
>>نطفه­ های توسعه در آنجاها بسته می­شود، نه در آزمايشگاه­ها. اين انسان­ها هستند که سرمايه را بارور، فناوری را ابداع و طبيعت را تسخير می­کنند. لذا انسانی قدرت نوآوری و خلاقيت دارد که شخصيت او در دوران کودکی با اين مفاهيم خو گرفته باشد. کودکی که فقط آموخته است
تقليد کند، چشم بگويد، منفعل باشد، ساکت بماند و خطوط قرمز را رعايت
کند، چگونه می­ تواند در عرصة توليد، دانش و فناوری، پيشتاز، خلاق، نوآور
و مرزشکن باشد؟
>> سرمايه­ های ما در چاه­ های نفت و يا در بانک­ها نيست، سرمايه­ های ما در کودکستان­ ها نشسته­ اند، با آنان چه می­ کنيم؟